غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

11

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

روزى از حضرت خاتم الانبياء عليه من الصلاة افضلها پرسيد كه اول مخلوقات چيست آنحضرت جوابداد كه ( نور نبيك ) و اين حديث از طريق جابر بن عبد اللّه انصارى نيز سمت ورود يافته و مع ذلك بسيارى از اكابر علما در اول مخلوقات ايزد تعالى اختلاف كرده‌اند و منشأ اختلاف ظاهر آنست كه درين باب احاديث ديگر به ثبوت پيوسته ( كما قال اول ما خلق اللّه القلم و قال ايضا اول ما خلق اللّه نورى و قال اول ما خلق اللّه العقل فقال له اقبل فاقبل و قال له ادبر فادبر فقال عزتى و جلالى بك اعطى و بك امنع و بك اثيب و بك اعاقب ) و علماى فن حديث و سير در باب جمع و توفيق ميان احاديث مذكوره بر تقدير صحت همه چند وجه گفته‌اند و اكثر افاضل متأخرين اين توجيه را پسنديده‌اند كه مراد حضرت خير البشر از عبارات ثلثه يكجوهر است و آنجوهر باعتبار صفات و حيثيات مختلفه باسماء متعدده موسوم شد مصراع ز انكه كرده نام باشد يك حقيقت را رواست و تفصيل اين تأويل آنست كه گويند جوهرى كه نخستين مصنوعات است از آن حيثيت كه به خود ظاهر بود و مظهر غير و فيضان كمالات از بارگاه واهب العطايات بتوسط وى بر ذات مقدس نبوى واقع گشت آنحضرت آن را نور گفته اضافت به خود فرموده باعتبار آنكه نقاش علومست و بر لوح محفوظ يا بر صحايف نفوس معتبر بقلم گشت و از آنجهة كه وجود و مبدأ خويش و ساير اشيا را تعقل كرد بعقل اتسام يافت بروايت عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما اول چيزى كه بعد از قلم مخلوق شد لوح محفوظ بود و نخست كلمه كه قلم بفرمودهء ايزد تعالى بر لوح نوشت ( بسم اللّه الرحمن الرحيم انى انا اللّه لا إله الا اللّه محمد رسولى من استسلم لقضائى و صبر على بلائى و شكر على نعمائى و رضى بحكمى كتبته صديقا و بعثته يوم القيامة مع الصديقين و من لم يستسلم لقضائى و لم يصبر على بلائى و لم يشكر على نعمائى و لم يرض بحكمى فليختر الها سوائى ) بعد از آن آنچه در علم اللّه مقدر بود در شأن مخلوقات تا روز قيامت قلم به حكم حضرت عزت بر صفحات لوح مثبت گردانيد و در بعضى از نسخ معتبر به نظر اين ذره احقر درآمده كه فياض على الاطلاق نور محمدى را كه زمرهء از فضلا آن را جوهر بيضا گويند منقسم به دو قسم ساخت قسمى در غايت لطافت و قسمى ديگر درين اوصاف دون مرتبه اولى از قسم نخستين كه موسوم بنور بود ارواح انبيا و رسل و اوليا و اشخاص شريفه علويه را آفريد و از قسم ثانى كه آن را نار مىگفتند جان و بنى الجان و ساير اجسام سفليه را موجود گردانيد و ازين مقدمه بوضوح مىپيوندد كه اقدم و افضل مخلوقات نور حضرت رسالت‌پناه است زيرا كه ما سوى اللّه بواسطه آن نور صفت خلقت يافته‌اند و جميع كائنات از پرتو آن شمع جهان‌افروز بسر منزل وجود شتافته‌اند بيت چه عرش و چه فرش و چه بالا چه پست * * طفيل وجودش بود هرچه هست ذكر خلق شدن طبقات آسمان و زمين بمحض ارادت رب العالمين واقفان حقايق عالم بالا و عارفان دقايق ساحت غبرا روايت كرده‌اند كه صانع بيچون